• Versace L'Homme-ورساچه لهوم
  • Versace L'Homme-ورساچه لهوم
  • Versace L'Homme-ورساچه لهوم

Versace L'Homme

ورساچه لهوم
مردانه
مشخصات رایحه
گروه بویایی: رایحه های چرمی
عطار:
طبع: گرم
مشخصات تولید
نام برند: ورساچه
کشور مبدأ: ایتالیا
سال تولید: 1986
  • عاشقشم
    0
  • می پسندم
    0
  • نمی پسندم
    0
  • - 25 سال
    0
  • + 25 سال
    0
  • + 45 سال
    0
  • روزانه
    0
  • رسمی
    0
تعداد رای های ثبت شده : ۰
امضای من
۰
باید تست کنم
۲
در برنامه خرید
۱
درحال بارگذاری قیمت فروشگاهها

نمره کاربران

Versace L'Homme-ورساچه لهوم
رایحه
-
بدون رای
ماندگاری
-
بدون رای
پخش بو
-
بدون رای
طراحی شیشه
-
بدون رای

نظرات کاربران (۷ نظر)

راهنمایی مطالعه نظرات :
* نظرات اصلی که بدون خط آبی هستند نظرات مرتبط با محصول می باشند. نظرات پاسخ که با خط آبی هستند ممکن است از بحث در مورد این ادکلن فراتر رفته باشند.
** برای مطالعه نظراتی که صرفا مرتبط با این محصول هستند نظرات اصلی را مطالعه نمایید.
پاسخ ها را رد کن

موسیقی پاپ اختراع شد تا مردم انقلاب نکنند. موسیقی پاپ از هر اعتراضی خالی است؛ سراسر همه چی آرومه من چقدر خوشبختم. موسیقی پاپ؛ سینمای عامه پسند؛ تاتو؛ قلیان؛ کافی شاپ؛ مواد مخدر؛ شوهای لودگی همه در راستای پا نگرفتن آنومی در میان جوانان است. این روزها ممکن خیلی از برندهای نیش! عطر بسازند با بوی چرم؛ بوهایی که خیلی ملو هستند و هر کسی که آنها را بو می‌کشد می‌گوید واو! ولی نه رایحه چرم واقعی رایحه‌ای نیست که هر کسی آن را استشمام کند لبخند بزند. رایحه چرم واقعی رایحه‌ای است که هر کسی آن را بشنود فرار کند. 

ورساچه  لهوم عطری است برای دورانی که مردان برزخی بودند و به جهان باربی‌ها تعلق نداشتند. روزگار گذشته؛ ماشين ِ حمل زباله ايستاده است و جنازه رضا را در خيابانی که شبيه هيچ‏‌کجا نيست درون ِ آن می‏گذارند. تمام ِ اين‏ نما به سرعت و در کمال خونسردی برگزار می‏‌شود. آن‌قدر ساده و پيش‏‌پاافتاده که انگار اين عابران و ماشين‏های سواری در طول روز بارها جنازهء سرخوردگان را در ماشين حمل زباله و در ميان ِ پس‏ماندها می‏اندازند.

بعد کيميايی به اين قساوت هم اکتفا نمی‌‏کند و پس از اين‌که جسد رضا را هم‌راه با زباله‏‌ها می‌برند، يک ماشين آب‏پاش از راه می‏رسد و سطح خيابان را از هرگونه خون و اثری که از او برجای مانده می‌شويد و پاک می‌کند. طوری وجودش را محو می‌کنند که گويی هرگز اين مرد وجود نه‌داشته. همه  اين ماجرا و کل ِ اين سکانس، با صدای ضجه ء فرهاد همراهی می‌شود. حالا کات. تلخ‏ترين و تکان‏دهنده‌‏ترين سکانس تاريخ سينمای ايران اما اين نيست...

يکی از تلخ‏ترين سکانس‏های تاريخ سينمای ايران، سکانس درگيری بهروز وثوقی در کاباره، در فيلمِ «رضا موتوری» است. سکانسی که مشابه آن بعدها در فيلم‏های زيادی تکرار شد(سعی شد که مشابه‏اش تکرار شود) اما هرگز به جاودانگی ِِ ورسيون رضاموتوری نرسيد. روايت تکان‏‌دهندهء شاعر رفاقت مسعود کيميايی از طبقات فرودست اجتماعی و مردانی که در آن‌جا به‌دنيا می‌آيند، همان‏جا سرگردان می‌مانند، و درنهايت در همان طبقهء مصبيت‌‏زده جان می‏دهند، برای هميشه در حافظه ء تاريخی سينمای ايران ثبت شد.

«رضا موتوری» داستان ِ شورانگيز مردانی بود، که از چنين بودنی به تنگ آمده بودند. با اجتماع‏شان درافتادند براي رسيدن به يکی از اين دو هدف:
يا تغيری در آرايش دردهای‏شان به‌وجود بياورند و در نهايت راهی به طبقه‏ای ديگر بيابند، يا اين‌که بميرند! شخصيت «رضا»  از بودن‏‌اش راضی نبود.  به شکل تقديری با دختری از طبقهء بورژوازی پيوند می‌خورد و برای نخستین‏‌بار هم‌خوابگی می‌کند. 

رضا مانند روحی از دنيای مردگان به اين شهر بازگشته است. کيميايی اما واقع‏‌بين‏‌تر و بی‌رحم‌‏تر از آن است که روايت را در اين مسيرهای کذب ادامه دهد. آيا خوش‌بخت ماندن ِ رضا موتوری خيانت به مردان ِ رانده شده از شهرها نبود؟! پس سکانس رويايی تمام مردان ِ ازنفس‏افتادهء اين سال‌ها، اين‌جا مجال ِ بروز یافت. 

پيش از اين سکانس، همه‌چيز انگار عاشقانه است. رضا در خيابان‏هايی که کمی خاکستری و کمی بی‏رنگ‌‏ا‌ند، با موتور می‌‏راند و دخترک هم از پشت به او چسبيده است. از در کاباره که وارد می‌شوند رضا هنوز ناباورانه به در و ديوار خيره مانده است. خودش خوب می‌داند و به تماشاچی هم القا می‌شود که تمامن با اين مدرنيسم متعفن بيگانه است. با اين‏حال همه‌چيز را کم‌‏اهميت جلوه می‌دهد. 

اين‌جا کيميايی و وثوقی به شکلی حيرت‏‌آور رفتار رضا را به تصوير کشيده‌‏اند. اين صحنه‏‌ها از تلاش رضا برای سرگرم‌‏شدن با کبريت‏ها و بی‌تفاوت نشان‏دادن ِ خود شروع می‌شود و در طول ِ سکانس تا لحظهء درگيری ادامه می‏‌يابد. اين خصلت مردان ِ اثيری ِ گذشته بود که هرگز تحت ِ تاثير قرار نمی‌‏گرفتند و اگر قرار می‌گرفتند، آن را غيرواقعی يا کم‏‌اهميت نشان می‌دادند. 

رضا حتا در سالن دنسينگ و در حالی‌که چشمان دخترک يک لحظه از تماشای‌اش غافل نبود برای يک‏بار هم به دخترک نگاه نکرد و به بازی قمارگونه‌‏اش با کبريت‏ها ادامه داد. (چه کسی از درون ِ مردي از جنس ِ رضا خبر دارد؟! چه بود آن قمار ِ نفس‌گير برای راست ماندن ِ کبريت؟!) 

تلخی ِ اين سکانس به‌خاطر نشان دادن ماهيت حقيقی شهرها بود؛ برای مردان ِ تنها و سرخورده راهی نيست تا عشقی را برای خود نگه دارند. سطح شهرها پر است از رجاله‌‏هايی که عشق ِ نابخشودگان را می‏‌دزدند. اين‌را وقتی می‌بينيم که رجاله‌‏ها به دخترک و درست در برابر چشمان ِ رضا پيش‌نهاد رقص می‌دهند. 

در واقع آنها پربی‌راه هم آدرس را اشتباه نه‌آمده‏‌اند و در "کاباره" که يکی از مظاهر ِ تمدن شهری‌ست، دختران دقيقن برای همين کار آمده‌‏اند و مردهای همراه‏شان هم دست‌آموز اند. رضا موتوری در اين لحظه به‌خوبی تعريف می‌شود؛ مردی در زمانی اشتباهی، در مکانی که نبايد باشد، و تعلقی به آن ندارد! بنابراين نقطهء پايان ِ سکانس، درگيری خونين و نابرابر رضا موتوری ِ تنها و بی‏کس با جماعت رقاصان ِ کاباره است. کات. 

اين نما صراحتن محکوميت و محتوميت سرنوشت ِ رضا را نشان می‏‌دهد. آمال و آرزوهای رضا چندان دوامی ندارد و حقيقت خيلی زود هم‌چون پتکی بر سرش کوبيده می‌شود. بعد از اين‏‌نما و در سکانس ِ پارک، ديگر همه‌چيز تمام شده است. رضاموتوری خونين و مالين افتاده است و به سرکوفت‏های دخترک گوش می‏‌کند. دارد کار ِ رضا را احمقانه و اُمل‏مآبانه توصيف می‌کند. 

رويای آسودگی رضا به روشنی رنگ باخته است و خودش هم تلاشی برای فرار از اين سرنوشت محتوم ندارد. يکی از مونولوگ‏های دردبار تاریخ سينما از زبان رضا گفته می‏‌شود. مونولوگی سراسر ياس و دردمندی که به‌طور کامل در تمسخر اين عشق ناجور به زبان می‌آيد و به شاه‏‌بيت‏‌اش ختم می‌شود؛
-    ... من اگه امروز دعوا نمی‏کردم، روزم شب نمي‏شد.

نماهای بعدی، مرگ و فروپاشی رضا را نشان می‏‌دهد. مردی که برای گريز از دردهای طبقه‌‏اش خود را به سد عظيم طبقهء بالاتر کوبيد و به‌راحتی پس زده شد. مردی که با همه تقلايی که کرد تا در پايان از شهر خارج شود، آخرش در يکی از خيابان‏های هم‌آن شهر از پای درآمد و جنازه‏اش را با ماشين ِ حمل ِ زباله بردند...

اما بدون ِ شک و با هيچ ترديدی سرخوردگی رضا بابت ِ روبه‌رو شدن با واقعيت بی‌رحم شهرها، از هم‌آن دعوای کاباره آغاز شد. در هم‌آن سالن دنس که تجدد و مدرنيسم از سر و روی‌اش بالا می‌رفت. ورساچه لهوم عطری است مردافکن متعلق به دوران گذشته؛ روزگار رفته؛ زمان‌هایی که زندگی مردان پسامدرن را مختل کرده است. بوی چرم خشن بدون لبه‌ای ملایم و قوس‌دار؛ تند و تیز؛ برنده. فراموش نکن یک روز در خیابانی خاکی و لخت تنها خواهی مرد. 
۱۵ آذر ۹۶
8 تشکر شده توسط :
  • کاریز avatar
  • m.jahanbin avatar
  • غلامرضا avatar
  • سوراکی avatar
  • سالار1986 avatar
  • رضا تبریزیان avatar
  • حامی avatar
  • سیروان avatar

سلطان عطربازان ایران و توران
این عطر رو تست نکردم ولی لذت بردم که تونستم حس ش کردم..
۱۵ آذر ۹۶
1 تشکر شده توسط :
  • سلطان عطربازهای ایران و توران avatar

ممنون از توصیف منحصر به فردت سلطان جان
۱۵ آذر ۹۶
1 تشکر شده توسط :
  • سلطان عطربازهای ایران و توران avatar

در تکمیل توضیحات سلطان عطربازها و برای کسانی که بعنوان گزینه ای برای خرید توجهشون به این کار جلب شده بگم که این عطر یه کار فوژه دهه هشتادیه، زمانی که نوت چرم عموما بهمراه اوکموس استفاده میشد و این دو نوت در طول حیات عطر باهم تعامل داشتن. دوره ای که عطرها پخش بو و ماندگاری بالا داشتن و عطرهای مردانه از ظرافت عطرهای امروزی بی بهره بودن. بعد از ریفرموله های مکرر این عطر پرفورمنس بالاش رو از دست داده و فقط رایحه ای ازش باقی مونده که به جهت قدیمی بودن بازخورد چندان خوبی از عموم نمیگیره. 
اگه از سبک کارهای اون دوران خوشتون میاد (پولو سبز، آنتایوس و ون کلیف اند آرپلز پور هوم نمونه هایی از اون کارها هستن) و برای دل خودتون عطر میزنین بلایند بای هم میتونید بکنید این کارو، وگرنه این عطر احتمالا بدردتون نمیخوره. 
۱۶ آذر ۹۶
2 تشکر شده توسط :
  • Rez A avatar
  • غلامرضا avatar

سلام بر دوستان عطر افشانی
لطفا اگه کسی راجع به این عطر تجربه ای داره شرح بده
۲۲ مرداد ۹۶

من اينو بو نكردم ولي شنيدم يكي از بهترين چرمي هاي دنياس
۱۴ آذر ۹۶

منم تعریفش زیاد شنیدم حتی بعضیا میگفتن جزء ۱۰ عطر برتر چرمی هست متاسفانه سمپلی ازش گیر نیاوردم 
۱۵ آذر ۹۶
لطفا جهت درج نظر وارد سایت شوید و یا در سایت عضو شوید.
راهنمایی ثبت نظر :
* از ثبت نظر تبلیغاتی یا نظرات اصلی (غیر پاسخ) غیر مرتبط با محصول خودداری نمایید.
** نظراتی که خلاف قوانین درج نظر هستند حذف می شوند.
*** قوانین مربوط به درج نظر را از اینجا می توانید مشاهده نمایید.
تایید و ارسال عکس

توجه: شما با ارسال عکس، موافقت خود را با قوانین قرار دادن عکس پروفایل در عطرافشان اعلام می دارید.